اگر عاشق کسی هستید که افسردگی دارد، این 20 مورد را به یاد داشته باشید

اگر عاشق کسی هستید که افسردگی دارد، این 20 مورد را به یاد داشته باشید

بر اساس آمارهای سازمان سلامت جهانی، بیش از 350 میلیون نفر در سرتاسر جهان به افسردگی دچارند. با این آمار سرسام آور، بسیار محتمل است که همه ما حداقل در بعضی مقاطع زندگی، با افرادی که افسردگی را تجربه کرده اند، سر و کار پیدا کنیم. با داشتن چنین احتمال ذهنی، بسیاری از افراد هستند که شما حتی انتظارش را هم ندارید که افسردگی را تجربه کرده باشند، مثل یک دوست، یکی از اعضای فامیل، همکار، و حتی رئیستان که ممکن است همین حالا در حال مبارزه با افسردگی باشند.
به عنوان یک روان درمانگر، بسیار مهم است که فاش کنم که در طول سال ها تجربه افسردگی، یکی از ویرانگرترین موضوعات مرتبط با افسردگی، انگ زدن به شخص افسرده و نقدهای منفی است که از طرف دیگران صورت می گیرد. علاوه بر این، مردم ممکن است حتی ندانند که رفتارها و اظهار نظرهایشان منفی و ناراحت کننده است و گاهی اوقات، حتی احساس افسردگی در فرد را بدتر هم می کند.
این را در ذهنتان داشته باشید، در اینجا 20 نکته ساده وجود دارد که می توانیم، وقتی که با چنین افرادی که در حال مبارزه با افسردگی هستند، برخورد داریم، همیشه به یاد داشته باشیم. هریک از این نکات تنها در رابطه با انگ زدن به اینگونه افراد کمک نمی کند، بلکه ممکن است در مسائل فردی مرتبط با افسردگی هم کمک کند.

1- آنها به لحاظ شخصیتی افراد قدرتمندی هستند

روانپزشک و فیلسوف، دکتر نیل برتون در گفته های اخیرش در Tedx ، بیان می کند که افسردگی می تواند بیانگر یک جست و جوی عمیق تر و جدی تر برای فهم معنا و اهمیت زندگی باشد. فردی که دوران افسردگی را می گذراند، می تواند برای معنادار کردن زندگی اش، در حال کار کردن دیده شود یا برای دستیابی هر چه بیشتر، ترمیم خلأ ها و پیشرفت بیشتر تلاش کند. علاوه بر این، افسردگی، می تواند راهی باشد برای فراهم کردن یک آینده بهتر و سالم تر برای همه ما و کسانی که در اطراف ما هستند. دکتر برتون ادامه می دهد و به این نکته اشاره می کند که بعضی از اثرگذارترین و الهام بخش ترین افراد در طول تاریخ، با افسردگی درگیر بوده اند، مانند ابراهام لینکلن و وینستون چرچیل. جست و جوی آنها برای دستیابی به صلح، قلب و ذهن آنها را به سوی چاهی به نام افسردگی هدایت می کرد، اما در پایان، آنها دورانی از تاریخ را تغییر دادند.
این کار اراده بسیار بزرگی می خواهد و اینکه باید با همه کمبودها و نادانسته ها درباره افسردگی، برخورد شفافی داشته باشیم، اما ضمنا این شرایط افراد را به سمت خلق پاسخ هایی برای تاریک ترین لحظات زندگی هدایت می کند. در مجموع، افسردگی می تواند افراد را به عمیق ترین و سیاه ترین جنگل های نهفته در روح ببرد و کمک کند تا جنگل، از وجود هر درخت یا بوته غیر ضروری که ممکن است در زیبایی زندگی پنهان شده باشد، پاک شود. این عمل از روی ترس، بزدلی و یا غفلت نیست.

2- آنها دوست دارند که شما به شکلی غیر منتظره به آنها برسید

من معتقدم که یکی از بزرگترین پنداشت های یک فرد درگیر با افسردگی این است که می خواهد تنها باشد. هرچند که شاید این حرف در زمان های خاصی، درست به نظر برسد، اما وقتی که یک دوست، یا کسی که دوستش داریم، یا یک همسایه، توقف کوتاهی می کند تا به ما سلام کند، برخوردهای اجتماعی پیش می آید که در حکم داروهای بسیار سالمی هستند که به سادگی در اطراف ما وجود دارند. یک تئوری در حال تکامل، درباره ریشه های افسردگی در جامعه ما، کمبود روابط و ارتباطات اجتماعی و حتی خانوادگی است. نوعی خلأ و عدم ارتباط در تعاملات هر روزه ما دیده می شود که به خاطر وجود مشغله کاری زیاد، تلویزیون و تکنولوژی است. مردمی که در حال مدیریت افسردگی شان هستند، به همراهی بیشتر، دوستان بیشتر، افرادی که به آنها برسند، و افرادی که بخواهند با آنها وقت بگذرانند، نیاز دارند، نه چیز دیگر.
دفعه بعدی که خودتان را در حال فکر کردن به کسی پیدا کردید که در موقعیتی نزدیک به افسردگی قرار دارد، به جای اینکه سعی کنید از او دوری کنید به یک کار زیبا، جذاب و دوستانه فکر کنید که بتوانید به او نشان بدهید. اگر بخواهیم، می توانیم مسیح را مثال بزنیم، او همیشه با مردم بود. و اگر پیشتر برویم، مسیح همیشه وقتش را با همراهان قابل اعتمادش می گذراند و در اغلب اوقات تنها نبود. در حقیقت، اوقات تنهایی او، بیشترین اوقاتی بودند که شیطان سعی در وسوسه او داشت.
به کسانی که دوستشان دارید و دوستانتان که دوران افسردگی را تجربه می کنند، توجه کنید، چراکه آنها به شما و حضور شما بیش از همیشه نیاز دارند. فکر کردن به زمانی که در حال بزرگ شدن بودم، بسیار جالب است، زمانی که مادرم در زمان مشکلات و تنهایی ها به خواهر و برادرهایش تکیه می کرد. اقوام و جمع های مختلف، یک جور درمان طبیعی برای افسردگی است. استفاده از این درمان را بیشتر از همیشه در برنامه هایمان قرار دهیم.

 

مادر ترزا این مطلب را به خوبی بیان کرد “وحشتناک ترین نوع فقر، تنهایی است، و احساس دوست داشته نشدن.”

3- آنها نمی خواهند چیزی را به کسی تحمیل کنند

تنها یک فرد افسرده می فهمد که چقدر سخت است که احساسات و افکارش را از دیگران مخفی کند تا نیازی نباشد که خجالت بکشد. یکی از ویژگی های یک فرد درگیر با افسردگی این است که نسبت به خودشان، افکارشان، احساساتشان و رفتار دیگران درباره خودشان آگاهی کامل دارند.سنگینی و باری که افسردگی در یک روز، بر دوش یک انسان می گذارد، برای دفن شدن آن فرد کافی است- دفن شدن توسط اطرافیان، واقعا جزو لیست نیست. (مازاد بر توان فرد و خارج از برنامه است)
متاسفانه، افرادی که در حال جدال با افسردگی هستند، به این علت که نمی خواهند کسی را تحت فشارهای منفی قرار دهند، ممکن است به سمت تنها شدن سوق داده شوند. هرچند که ممکن است همیشه، موضوع اصلی این نباشد، این عزیزان آرزو دارند افسردگی شان را با موفقیت مدیریت کنند، به طوری که به آن اجازه ندهند تا با دیگران تماسی هرچند اندک داشته باشد. این می تواند یک شرایط متناقض باشد، چرا که تنها بودن واقعا می تواند علائم افسردگی را تشدید کند.
افسردگی می تواند کاری کند که یک نفر احساس کند باری اضافی برای این دنیا و به خصوص برای اطرافیانش است. آنها نه به دنبال توجه هستند، و نه می خواهند که کسی ناز آنها را بکشد. این که این افراد تشخیص می دهند
تشخیص این نکته که مدیریت موثر افسردگی، مهم ترین هدف تمامی افراد افسرده است، نه اینکه دلیلی بر این باشد که یک نفر بار یا درد اضافی است، یک بینش ارزشمند است است. اگر موردی پیش بیاید که این افراد شما را آزار بدهند یا ناراحت کنند، به یاد داشته باشید که آنها دشمن نیستند- دشمن واقعی، بیماری افسردگی آنهاست. به فرد افسرده ای که دوستش دارید بگویید که شما، او را تمام و کمال و بدون قید و شرط پذیرفته اید و به او یادآوری کنید که شما تمام ویژگی های مثبتی که در وجود او هست را دوست دارید.

4- آنها ناقص و معیوب نیستند

بدن انسان یک ماشین پیچیده است. قدیمی ترین ارگانیزم موجود بر روی زمین، که ما هنوز نمی دانیم که چگونه سقوط و در هم شکستن آن را متوقف کنیم. از آن هم پیچیده تر، مغز انسان و ساختارها و عملکردهای فراوان آن است. هرچند که دلیل بعضی از انواع افسردگی هنوز به طور کامل شناخته نشده است، اما بسیاری از ما هستیم که علائم اینکه یک فرد افسرده معیوب، یا ناقص است، را ایجاد می کنیم. کیفیت انسانی چیزی نیست که به تشخیص افسردگی یک فرد، مربوط باشد. درست مثل داشتن یک فک و چانه بزرگ، داشتن اضافه وزن، یا نوک زبانی حرف زدن، که بدون هیچ دلیل خاصی ممکن است ویژگی های هر یک از ما باشند، افسردگی می تواند به هر دلیلی به زندگی یک نفر وارد شده باشد. افسردگی نشان دهنده یک انسان ناقص و معیوب نیست.
بهترین کاری که در راستای کمک می توانید انجام دهید، این است که همچنان به فرد افسرده ارزش بدهید و همچنان او را به تمامی، قدرتمند و پر ارزش ببینید.

5- آنها ذاتاً فیلسوف هستند

افرادی که با افسردگی زندگی می کنند، سئوالات و نظرات بسیار زیادی درباره زندگی، شادی و اهمیت حضورشان در این دنیا دارند.اینکه به سادگی می شود پول و درآمد کسب کرد، یا یک کارنامه موفق دست و پا کرد، کافی نیست. اینکه با رویای آمریکایی به سادگی زندگی کنیم، کافی نیست. اینکه به سادگی در زمان حال زندگی کنیم و امیدوار باشیم که همه چیز درست می شود، کافی نیست. افسردگی یک راه جالب و سرگرم کننده برای ساختن چشم انداز زندگی به شکلی گسترده تر و جامع تر را در خود دارد.
افراد افسرده، دوست دارند که دنیا را به جایی بهتر تبدیل کنند. دوست دارند که برا تمام چالش های دنیا جوابی پیدا کنند و سپس این دانسته ها را با هر تعدادی از آدم ها که ممکن است، درمیان بگذارند. در این زمان، این پیگیری و کنجکاوی، می تواند مانند یک دشمن عمل کند، چرا که مدام سئوال هایی را برای شما خواهد ساخت که جوابی برایشان وجود ندارد.
بنابراین، بدانید که افراد افسرده، در درون خودشان، باهوش، پیگیر و کنجکاو و بسیار خلاق هستند و این یک نکته مثبت است، نه منفی.

6- آنها به سختی در مقابل افسردگی می جنگند و از حمایت های دیگران سپاسگزار هستند

افراد افسرده در بزرگترین نبرد زندگی شان، به مشوق نیاز دارند، نه قلدر بازی و تندی. در تاریک ترین لحظات است که دوستان می توانند عیناً فرشته هایی باشند که ناجی زندگی هستند. شما در بعضی مقاطع زندگی، انتخابی خواهید داشت مبنی بر اینکه ناجی زندگی باشید یا یک تصاحب کننده زندگی (زندگی ببخشید یا آن را بگیرید). پس یک ناجی باشید و هدیه پذیرش، کمک، تشویق و حضور را به دیگران بدهید.

7- آنها از فرصتی برای سرگرم شدن و خندیدن استقبال می کنند

نقطه مقابل افسردگی چیست؟ شیدایی (شادی بی دلیل و کمی زیادی)! این یک پدیده علمی ثابت شده است که خندیدن، برای روح و ذهن بسیار خوب است. عملکرد افراد افسرده هم به همین شکل است. من همیشه از یادآوری یک قسمت از برنامه جری سینفِلد، لذت می برم، همان قسمتی که جری یک دوست بیمار در بیمارستان دارد و سعی دارد تا او را طوری “تنظیم کند” که سر ذوق بیاید و بخندد.
خب، او در نهایت دوستش را از بین می برد، چرا که او را بیش از حد می خنداند. نگران نباشید- قرار نیست شما هم به فرد افسرده ای که دوستش دارید یا یک رفیق، با شوخی و خنده بیش از حد آسیبی بزنید.

8- آنها به احساسات و عملکرد سایر مردم، حساس هستند

افراد افسرده بسیار توجه می کنند. برایشان بسیار مهم است که شما چه حسی دارید، آنها را چگونه می بینید، خودتان و نیازهای دیگران را چگونه می بینید. ممکن است که آنها زیادی توجه و دقت دارند! بعضی از دقیق ترین کسانی که در تمام عمرم دیده ام، افرادی هستند که به طریقی از نوعی از افسردگی رنج می برند. اجازه بدهید تا آنها هم از اینکه چه نیازهایی دارید، باخبر باشند.
مرزهایی را با آنها تعریف کنید که احترام آمیز باشند، واضح و با ملاحظه. همچنین، درباره نیازها و خواسته هایشان سئوال کنید و اجازه بدهید که بدانند توانایی شما برای پاسخ به این نیازها تا چه حد است، آیا می توانید به این نیازها پاسخ بدهید یا نه. هیچ چیز بهتر از یک رابطه کلامی نیست که بر اساس یک ارتباط سالم و مرزبندی شده شکل بگیرد.

9- با آنها باید با احترام رفتار کرد

یک برچسب منفی درباره سروکار داشتن با افسردگی وجود دارد. و این فرد افسرده نیست که این رویه بدنام سازی را انجام می دهد. بلکه اجتماع این کار را می کند. من نمی توانم تکرار کنم که هرچه این روند، کاهش پیدا کند، به آرام تر و خفیف تر کردن اثرات اجتماعی افسردگی، کمک بهتری می شود. احترام، بیشتر از اینکه یک کنش باشد، یک ارزش است. اگر یک کنش بود، همه باید برای داشتن آن هزینه می کردند نه اینکه توقعش را داشته باشند، اما آن را دریافت نکنند. احترام، با دیدن یک فرد، فراتر از آنچه که به عنوان یک فرد افسرده است، درآمیخته؛ دیدن یک فرد با تمام موجودیتش به عنوان یک انسان.
افسردگی این توانایی را دارد که مانند یک نقاب، روی بسیاری از کیفیت های مثبت و واقعا قابل توجه یک انسان را بپوشاند. به افسردگی اجازه ندهید که به شما و کسی که دوستش دارید، دروغ بگوید. چیزهایی را که در ابتدا نمی بینید، با جست و جو در میان خوبی هایی که لابه لای رنج ناشی از این بیماری سخت، پیدا می شود، پیدا کنید و آن را جشن بگیرید.

10- با آنها باید مثل هر کس دیگری رفتار کنید

هیچ نیازی به پوست تخم مرغ یا روی نوک پنجه راه رفتن نیست. به کارتان برسید و پیش بینی کنید که فرد افسرده ای که دوستش دارید، 100% سالم است. گاهی فقط به صورت عادی و روزمره زندگی کنید، اما روزمره ای که با کمی پیشگویی و هدفمندی آمیخته باشد، تا به روند درمان افسردگی سرعت ببخشد.

11- آنها هم صاحب استعداد هستند و هم علائق خاص خودشان را دارند

همه ما استعدادها و توانایی هایی داریم و همینطور بدی ها و نقاط ضعفی. بدون شک، افراد افسرده هم دوست دارند کاری انجام بدهند. و حدس بزنید چه کاری؟ کاری که احتمالا می توانند بسیار خوب از عهده انجام آن بربیایند! اگر نمی دانید که این کار چیست، پس، همین الان، مأموریت بعدی خودتان را دریافت کردید. بگردید تا بفهمید. به آنها کمک کنید تا علاقه واقعی شان چیست. روش هایی را برای رشد این علاقه ها پیدا کنید، تا گسترش بیابند و شکل بگیرند و در نهایت، آن هویت منفی که در اثر جدال با افسردگی ایجاد شده، محو شود.

12- آنها به تمامی، توانایی دادن عشق و دریافت آن را دارند

هر انسان بر روی زمین، توانایی ارائه و دریافت عشق را دارد. و… حدس بزنید! افراد افسرده مورد علاقه شما هم از این قاعده مستثنی نیست. ببخشید، آنگاه به دست خواهید آورد. با دیگران طوری رفتار کنید که دوست دارید با شما رفتار شود. و به این ترتیب فهرست قواعد و قوانین همینطور ادامه پیدا می کند. اینکه کسی با افسردگی می جنگد، عیبی ندارد. کیفیت و توانمندی عشق، تغییری نمی کند. عشق، همچنان، همانجاست! آن را به دست بیاورید اما خودتان هم آنرا به دیگران بدهید. بیشتر از آنچه که فکر می کنید، به عشق دست پیدا می کنید.
در دریچه های کوچک به تاخیر انداختن علائم افسردگی، می تواند بخش های فوق العاده ای از لذت و خنده و صمیمیت وجود داشت باشد. اگر مجبورید که منتظر این ظاهر شدن این دریچه ها بمانید، درباره این حقیقت فکرکنید که تمامی صحنه های فیلم مورد علاقه تان، فوق العاده و کامل است. فقط باید بنشینید و منتظر بخش مورد علاقه تان بمانید.

13- آنها بسیار دوست دارند که چیزهایی درباره زندگی یاد بگیرند

در جست و جوی راهی برای از بین بردن افسردگی، این افراد به کسانی تبدیل شده اند که به شکل طبیعی حلال مشکلات هستند. اگر دیدید که ولع و حرص عجیبی برای مطالعه یا یادگیری دارند، تعجب نکنید. همچنین اگر سوال هایی می پرسند که نمی توان پاسخ آنها را به راحتی پیدا کرد، باز هم شگفت زده نشوید. بسیاری از رهبران و پیشگامان بزرگ دنیا از طریق تجزیه تحلیل های دقیق و اندیشه های عمیق، و البته اعتقادات و ارزش هایی با ریشه های محکم، به نتیجه می رسیدند. چه بینشی! افسردگی یک ناتوانی نیست، بلکه یک توانایی است که ظرفیت این را دارد که شما را افسرده کند! همین! هیچ فردی نه می تواند به تمام سئوال های مربوط به هستی و زندگی پاسخ بدهد، و نه تمامی مشکلات نابرابری را حل کند. گاهی اوقات، همین که به سادگی به سئوالات اجازه بدهید که پرسیده شوند، کافیست.

14- آنها قرار نیست در جدال با افسردگی، شکست بخورند

مبارزه با افسردگی ممکن است یک عمر طول بکشد، و یا شاید تنها چند لحظه زمان لازم داشته باشد. صرف نظر از این قضیه، جنگ، چیزی ست که باید آن را برد. سئوالی که همیشه مطرح است این است که چه زمانی این افسردگی کاملا برطرف می شود و من چگونه می توانم کمی این روند را سریع تر کنم؟ نقشه اصلی، برنده شدن در مقابل افسردگی است. نقشه اصلی این است که نبازیم و با ترحم و دلسوزی به حال خودمان زندگی نکنیم. مهم ترین چیز این است که به یاد داشته باشیم که افسردگی، قابل درمان است، و منابع بسیاری وجود دارد برای کمک به افرادی که می خواهند بر این بیماری غلبه کنند. یکی از اولین قدم ها این است که اعتراف کنید که در زمان حال حضور دارید. با اذعان به حضور در زمان حال، شما می توانید درمان را شروع کنید. در بسیاری اوقات، فردی که در حال انکار است، حجم بی شماری از انرژی خود را صرف پنهان کردن افسردگی اش می کند، یا اینکه سعی می کند با این بیماری طبق خواست و میل خودش کنار بیاید.

15- آنها ممکن است بدون هیچ دلیل آشکار و واضحی غمگین شوند، پس فقط با آنها همراه باشید

دقیقا مثل مه که به علفزار حمله می کند و ناگهان رانندگی اول صبح شما به سمت محل کارتان را نابود می کند، افسردگی هم مدام به قربانیانش سر می زند. خلق و خو ممکن است سبک و لطیف و ناپایدار باشد و این چیزی نیست که با یک کلید یا دنده قابل کنترل باشد. مه اول صبح را به یاد می آورید؟ می توانید برای از بین رفتنش، فقط آرزو کنید؟ احتمالا نه. افرادی که دوستشان دارید بسیار سخت تلاش می کنند که شاد، جذاب و دلپذیر باشند، و البته چیزی که می خواهند بسیار هم ساده است.
آنها فقط نیاز دارند که شما در آنجا حضور داشته باشید. عینا همین. به سادگی در کنارشان بنشینید و کتابی را باهم مطالعه کنید یا با هم یک فیلم کمدی ببینید یا به یک کافی شاپ محلی در همان حوالی سری بزنید و قهوه ای بنوشید.در اینجا نیازی به هیچ روان شناسی نیست، تنها حضور و پذیرش شما کافی ست. بگذارید مه، با برآمدن خورشید کم کم محو شود و به روز جدید، خوشامد بگویید.

16- آنها به اندازه ای که خودشان دوست دارند، انرژی ندارند

یکی از علائم افسردگی، خستگی و کمبود انرژی است. یکی از موارد ضد افسردگی که بسیار کمک کننده است، و از طریق تحقیقات علمی هم ثابت شده، ورزش کردن است. می دانم که ممکن است این توصیه را قبلا هم شنیده باشید، اما بگذارید کمی خصوصی حرف بزنم. نوع و طول مدت ورزش کردن، می تواند بسیار متنوع باشد، اما کمترین چیزی که می تواند اثرگذار باشد، این است که سه بار در هفته و هر بار 30 دقیقه، پیاده روی سریع انجام بدهید. این همان مقدار تحرک و ورزشی است که یک نفر برای احساس اثرات ضد افسردگی، به آن نیاز دارد.
آیا این کار راحتی نیست؟ اگر خورشید بیرون بیاید و نسیم در گوش شما زمزمه کند که بیرون بیایید و فعالیتی بکنید، کسی را که دوستش دارید را به یک پیاده روی دعوت کنید. ممکن است بلافاصله اثر آن را متوجه نشوید، اما ممکن است که اینگونه باشد. به هر حال، با ورزش کردن به این روش، شانس این افراد برای شکست دادن افسردگی و همچنین سطح انرژی آنها افزایش پیدا می کند.

17- آنها ممکن است گاهی کج خلق و زودرنج به نظر برسند- از این قضیه، برداشت شخصی نکنید

کج خلقی یکی از علائم دیگر افسردگی است. با اینکه هیچ عذر و بهانه ای برای رفتار غیر محترمانه با مردم وجود ندارد، اما مهم است که به هر نوع اختلاف و تنشی با یک فرد افسرده اجازه مطرح شدن داده شود. از سویی دیگر، قابل قبول و البته بسیار مهم است که در برابر یک فرد افسرده، توقعات و حتی مرزبندی های خاص خودتان را معین و مشخص کنید. یک توقع، حداقل استانداردی است که شما از هرکسی انتظار دارید. مرزبندی همچنین می تواند به شکل یک خواسته تصور شود که در راستای حفظ یک رابطه هماهنگ و متعادل، معین شده است.
اگر یک فرد افسرده به هر طریقی، احساسات شما را جریحه دار کرد، اینکه این مطلب را به او بگویید، اشکالی ندارد؛ به هرحال، در هر نوع رابطه ای، توصیه می شود که هرگونه سرزنش را حذف کنید. به سادگی اجازه بدهید که فرد افسرده بداند که شما چه احساسی دارید و به چه چیزی از جانب او علاقه بیشتری دارید. همچنین، اگر فرد افسرده قصد گوش دادن به شما را ندارد، بعدا و در فرصتی دیگر و زمانی که عواطف و احساسات او آرام تر شد، دوباره سعی کنید. بگذارید بدانند که شما آنها را دوست دارید، اما ضمنا خودتان را هم دوست دارید. در اینجا نه تنها الگوی علاقه به خود، بلکه الگوی مهارت های ارتباط خوب و تعیین مرزبندی را هم بازسازی کرده اید.

18- آنها دوست ندارند بشنوند “باید”

مثل این جمله “تو باید بیشتر از اینا با دوستات بیرون بری”. اگر یک خط قرمز برای افراد افسرده وجود داشته باشد، همین کلمه است “باید”. افراد افسرده به خودی خود، عادت هایی سفت و سخت در رابطه با “بایدها” دارند و مدام با این بایدها، محدودیت های بیشتری برای خودشان می سازند. در صورتی که نمی دانید این “بایدها” چه هستند، این یک توضیح است، که یک “باید” دقیقا در وسط آن وارد شده است. به عنوان مثال، شما باید بیرون بروید و ورزش کنید. شما باید از فکر فلان چیز بیرون بیایید. اگر من جای شما بودم، فلان کار را انجام می دادم. تو باید این کار را مثل من انجام بدهی.
نه تنها این کار یک رابطه مبتنی بر مدارا را رقم می زند، بلکه فرضی ایجاد می کند مبنی بر اینکه فرد افسرده اراده و فکر و ذهنیتی مستقلی ندارد. از لحن این جملات احساس می شود که بیانیه ای است که از سوی والدین یک کودک تنظیم شده است. و افسرده ها به هیچ وجه نیازی ندارند که والدین، به آنها بگویند که چه کاری را باید انجام دهند. به جای آن، یک فرد افسرده باید تا حد ممکن با جمله های باز مورد سئوال قرار بگیرد. این کار به یک فرد افسرده کمک می کند تا از میان گزینه ها به یکی فکر کنند، به جایگزین ها توجه کنند، ایده های را بررسی کنند، توانایی هایشان را گسترش بدهند و …. مجبور کردن آنها، تنها باعث می شود که دیواری میان شما کشیده شود، و با این روش، هیچ کاری پیش نمی رود. به یاد داشته باشید که سئوالات باز، سئوال هایی نیستند که پاسخ بله و خیر داشته باشند.
سئوال بله و خیر: آیا رنگی هست که مورد علاقه تو باشه؟ بله.
سئوال با پایان باز: الان گزینه ها و پیشنهادای تو چیه؟ مممممم …

19- آنها به حجم زیادی از حمایت و تشویق های خانوادگی نیاز دارند

این مورد یک “باید” به تمام معناست. این اصلا حقیقت ندارد که خانواده باعث بدتر شدن افسردگی می شود، یا اینکه هیچ کمکی به فرد نمی کند. در حقیقت، الگوهای رفتاری برای افسردگی وجود دارندکه خانواده و شریک زندگی زناشویی را هم در روند درمان دخالت می دهد. در زمانی که احتمال می رود افسردگی، رابطه را به یک اتفاق آزار دهنده تبدیل کند، نیروی بسیار بزرگی در استفاده از یک رابطه به عنوان ابزاری برای کمک به فرد افسرده وجود دارد، به طوری که چیزهایی را درباره خودش به او بیاموزد و ضمنا یاد بگیرد که تعاملات خود را چگونه قاعده مند به پیش ببرد.
یکی از بهترین راه ها برای ایجاد تفاوت در زندگی فرد افسرده این است که اجازه بدهید که آنها بدانند، شما به خاطر آنها همیشه هستید. این چیزی است که نباید ساده از آن گذشت. این، چیزی ست که باید مستقیما ارتباط برقرار کند، رو در رو. چیزی که باید مورد توجه قرار بگیرد، روشی است که شما با استفاده از آن حمایت و تشویق خود را نشان می دهید. در اینجا لیست کوتاهی از این توصیه ها وجود دارد :
– یک تعریف کوچک همراه با لطف و صداقت از آنها بکنید
– به نقاط قوت و مثبت وجود آنها توجه کنید
– هرگونه فعل امری، مثل بایدها را از گفتار و زبانتان پاک کنید
– به احساسات و افکار آنها احترام بگذارید، اما تا حد ممکن از سئوال هایی با پایان باز استفده کنید.

20- آنها به تقویت و نیروی کمکی مثبت، بیشتر از انتقاد یا انرژی منفی نیاز دارند

دریا، قاتل خود، یعنی نهنگ ها را با تقویت و انرژی مثبت تمرین می دهد. در تربیت والدین، نشان داده شده است که برای دستیابی به یک رفتار خاص، تقویت و انرژی مثبت، بسیار بهتر از شارژ منفی عمل می کند. تقریبا در هر رابطه ای، برای دستیابی به رفتار یا شرایط دلخواه، مثبت اندیشی، روشی بسیار سالم و اثرگذار است. از سویی دیگر، دریافت کننده این همه انرژی مثبت بودن، بسیار احساس خوبی است. همه ما در مقاطعی از زندگی درگیری ها و مشغله هایی داریم. حتی در محل کار، دریافت تعریف و تمجید از کارکردمان، و اینکه به خاطر تلاشمان مورد قدردانی قرار بگیریم، هم بهره وری و هم تعهد ما به کار را افزایش می دهد.
هر زمان که شما تصمیم بگیرید که از انرژی مثبت خودتان برای تقویت استفاده کنید، پیشرفتی مهم در زمینه عزت نفس برای افراد افسرده ای که دوستشان دارید، اتفاق خواهد افتاد.

 

اختصاصی زیبایی ایرانی – روانشناسی