اگر می خواهید که حقیقتا شاد باشید، باید این 20 مورد را کنار بگذارید

اگر می خواهید که حقیقتا شاد باشید، باید این 20 مورد را کنار بگذارید

تنها چیزی که بر سر راه شما برای رسیدن به شادی قرار گرفته است، تنها خود شما هستید؛ هیچ کس دیگری به جز خود شما اجازه ندارد که برای شما، محدودیتی تعیین کند، و اصلا نباید محدودیتی وجود داشته باشد. هیچ مهم نیست که با چه جور مشکلی روبه رو هستید، چند سال دارید، کجا زندگی می کنید، مهم این است که شما لیاقت شاد بودن را دارید- به همین سادگی! زمان آن رسیده که با این واقعیت روبه رو بشوید که شما در کنترل آینده خود هستید، و ذر نهایت باید فکری به حال این قضیه بکنید!

1- عذر و بهانه آوردن را تمام کنید

آسان ترین راه برای پرهیز از انجام کاری، این است که برای آن بهانه بیاورید، و همه ما گهگاهی این کار را می کنیم، مثل اینکه ما در بین ساعات کاری شلوغ روزانه وقتی برای رفتن به باشگاه نداریم، یا الان که خیلی پیر شدیم، برای یادگیری یک زبان دیگر، خیلی دیر شده است. می دانم که همیشه ندای خاموشی در سر شما وجود دارد که می گوید این چیزها حقیقت ندارد، اما شما همیشه و به هر شکلی، راهی برای انکار آن پیدا می کنید، مگر نه؟ به هر حال، اگر تصمیم دارید که بر روی شاد بودنتان کار کنید، الان زمان آن رسیده که تنبلی را کنار بگذارید! هرگز زیادی دیر نیست و شما هرگز برای شروع هیچ کار جدید و هیجان انگیزی پیر نیستید.

2- روابط پیچیده و غیر قابل حل را کنار بگذارید

هر کس در زندگی، گذشته خودش را دارد، و این چیزی ست که شما نمی توانید آن را تغییر بدهید. اما، این بدان معنا نیست که شما نمی توانید با این قضیه رو به رو شوید و به زندگی ادامه دهید، مگرنه؟ بخش بسیار مهمی از گذشته که ما را اسیر خود نگه می دارد، اغلب به روابط عاطفی مرتبط است. برای همه ما پذیرش واقعیت های قطعی و اینکه تمام تلاش هایمان به هدر رفته است، بسیار مشکل است. برای ایجاد فضایی شاد در زندگی، باید زندگی در گذشته را متوقف کنید، و شروع کنید به فکر کردن درباره آینده روشنی که پیش روی شماست.

3- از استرس و نگرانی اجتناب کنید

نگران بودن، مطلقا هیچ فایده ای ندارد؛ و هیچ کمکی به حل مشکلات قطعی که شما را آزار می دهند، نمی کند، فقط کارایی شما را کاهش می دهد و سلامتی شما را تهدید می کند. قدم اول در راه خلاص شدن از شر استرس این است که یک بار برای همیشه زیر بار آن بروید. بعد از اینکه با مشکلات مواجه بشوید، می بینید که آنقدرها هم سخت نیست- شما فقط باید بهترین راه برای جهت دادن به افکارتان پیدا کنید، به عنوان مثال تمدد اعصاب کنید. روند این تمدد اعصاب، به شما اجازه می دهد تا سر خود را از شر افکار بد پاک کنید، و این کار به همان اندازه به سلامت بدن شما هم کمک می کند.

4- اعتیاد را کنار بگذارید

شما اگر با هرجور اعتیادی درگیر باشید، هیچ وقت نمی توانید به طور کامل از زندگی خود لذت ببرید، و واقعا مهم نیست که این اعتیاد چه باشد- سیگار یا هر جور مواد دیگری- چرا که هردوی اینها بر موفقیت شما اثرات منفی می گذارند. همانند مورد قبلی، عادات بد، شما را به شدت تحت فشار قرار می دهند تا ابتدا آنها را بپذیرید. همچنین آنها شما را برای کمک گرفتن از دیگران بی میل می کنند، زیرا افرادی هستند که سعی می کنند تا به شما نشان بدهند که چگونه مصرف مواد کثیف و مضر را کنار بگذارید و روند این ترک عادت را مستقیما بپذیرید.

 

5- انتخاب های عجولانه را ترک کنید

شما هیچ عجله ای ندارید. برای هر کاری به اندازه کافی وقت هست، و اگر یک لحظه صبر کنید و فکر کنید هیچ چیز از دست نمی رود. مطمئنا اینکه شما به خودتان اجازه بدهید که رها باشید و اجازه بدهید بسیاری از مسائل خود به خود جلو بروند، بسیار مهم است، اما در عین حال هر تصمیمی که می گیرید باید فرآیندی از اندیشه و فکر منطقی را پشت خود داشته باشد. بنابراین شما همیشه می توانید بدانید که هر تصمیم را به چه علت گرفته اید و می توانید برای تبعات آن آماده باشید. هر زمان که با انتخابی روبه رو می شوید، به یاد داشته باشید که حتما نفس عمیق بکشید و مدت زمانی را صبر کنید تا بفهمید که چه گزینه هایی می توانند برایتان خوب باشند.

6- از پشیمانی بپرهیزید

هر قدر سن ما بالاتر می رود، کامل تر و باهوش تر می شویم؟ درست است؟ تجربیاتی که در طول زمان کسب کرده ایم، اغلب راه هایی هستند برای اینکه به ما نشان بدهند، چقدر بعضی از تصمیماتی که در گذشته گرفته ایم، بد و اشتباه بوده اند. واضح است که برای این آگاهی، بهایی پرداخته ایم که احتمالا اصلا خوشایند نبوده، اما ارزشش را داشته. باید با این واقعیت روبه رو شوید که هیچ کس بر روی این سیاره، کامل نیست، و به همین دلیل همه ما اشتباه می کنیم. مهم ترین بخش، در مقابله با حس پشیمانی، این است که در ابتدا راهی برای بخشیدن خودتان پیدا کنید، و سپس راهی پیدا کنید و از دیگران طلب بخشش کنید. بیشتر از این خودتان را با چیزهایی که به راحتی می توان آنها را حل کرد، شکنجه نکنید- حداقل، نه تا زمانی که ماشین زمان اختراع شود.

7- خشم و عصبانیت را کنار بگذارید

این واقعا یک خیابان دو طرفه است، می دانید که اگر از دیگران می خواهید که شما را به خاطر انتخاب های اشتباهتان در گذشته ببخشند، خود شما هم باید دقیقا همین کار را انجام بدهید. از دل اینکه مدام دیگران را مقصر قلمداد کنید و آنها را برای اتفاقاتی که در سال های گذشته اتفاق افتاده قضاوت کنید، هیچ چیزی عایدتان نمی شود. اگر این خشم را مهار کنید، می توانید فضایی امن و شاد در زندگی برای خودتان بسازید، چیزهای خوبی که هیچ گاه شما را از درون نمی خورد. در کنار این ها، آن افکار منفی، فقط مدام بارهای اضافی را بر ذهن شما تحمیل می کنند، و کنار گذاشتن آنها شما را قادر می سازد تا احساس آزادی کنید و یک بار دیگر روشن فکر و آزاد اندیش باشید.

8- از اینکه مدام سعی کنید آینده را کنترل کنید، دست بردارید

گرفتن تصمیمات هوشمندانه و داشتن طرح و برنامه های منطقی، یک چیز است، اما تلاش برای کنترل اینکه هر چیزی در آخر چگونه و به شکلی درخواهد آمد، موضوع دیگری است. بدبختانه، ما نمی توانیم آینده را پیش بینی کنیم، و مهم نیست که چقدر تلاش کنیم، دلایل خوب زیادی وجود دارند که به واسطه آنها باید این واقعیت را بپذیریم. بعضی چیزهای غیر منتظره محکوم هستند به اتفاق افتادن و در برای جلوگیری از آن، از شما هیچ کاری بر نمی آید. پس رو به رو شدن با این حقیقت غیر قابل انکار، باعث می شود که زندگی بسیار ساده تر جلو برود. داشتن توقعات زیاد، عادت بسیار بدی است که حتی می تواند چیزهای خوب زندگی را نابود کند، پس این عادت را ترک کنید، تکیه بدهید و از مسیر لذت ببرید.

9- عدم مسئولیت پذیری را ترک کنید

ممکن است گاهی کارها برای شما به راحتی پیش نروند، چرا که شما آنها را جدی نمی گیرید. هرگاه که درباره کار، خانواده یا عشق حرف می زنیم، فرمول موفقیت بسیار شبیه سایر انگیزه های زندگی است- اگر می خواهید در زندگیتان همه چیز روبه راه باشد، بسیار مهم است که بر روی کار سخت و ازخود گذشتگی، سرمایه گذاری ویژه ای داشته باشید. شما ممکن است از اینکه در حال حاضر احساس نارضایتی می کنید، آگاه نباشید، اما این حفره کوچک می تواند به سرعت رشد کند، و پیش برود. پس از جا بلند شوید و کاری کنید که اتفاق ها فقط برای شما بیفتند!

10- از اینکه به افراد اشتباهی بچسبید، بپرهیزید

در واقع این که شما به افراد خاصی چسبیدید و مدام دنبال آنها هستید، چون دوست دارید با آنها دوست باشید، یا با آنها وارد یک رابطه رمانتیک بشوید، اشکالی ندارد، اما جداً نیاز دارید که این کار را متوقف کنید. اگر شخص خاصی، به اندازه کافی، قدردان تلاش های شما نیست، به طوری که به شما شانسی برای تلاش بدهد، قضیه را تمام شده فرض کنید، آن فرد لیاقت شما را ندارد! مطمئنا شرایط بسیار سخت تر از آن است که بشود آن را مقایسه کرد، و اینکه احساس ناامیدی داشته باشید، کاملا طبیعی است، اما شما تمام سعی خود را کرده اید، و اگر فکر می کنید این کافی نیست، به این معنا نیست که واقعا شما درست فکر می کنید شما باید یاد بگیرید که چگونه با این ماجرا کنار بیایید.

11- از اینکه سعی کنید تا از هر کسی خوشتان بیاید، دست بردارید

ایا دادگاهی وجود دارد که معین کند شما پیش از اینکه متولد بشوید، باید سعی کنید تا همه عمر، از عده ای خاص، خوشتان بیاید؟ من که فکر نمی کنم. خوشحال کردن مردم، همیشه فکر و حس بسیار خوبی است، و وقتی که می فهمی مسبب لبخند کسی هستی، حس رضایت درونی عجیبی را تجربه می کنی. هرچند، اگر این ماجرا در مقاطعی از زمان، یک ارتباط یک طرفه بشود، و اگر تنها چیزی که در این رابطه سرمایه گذاری می شود، خود شما باشید، کار عاقلانه این است که روی دکمه توقف کلیک کنید و ببینید که چه اتفاقی می افتد. روابط خوب، باقی می مانند، چون هر دو طرف برای پیشرفت رابطه آماده هستند، بنابراین شما نمی توانید و نباید حتی سعی کنید که تمام کارهایی را انجام بدهید که برای دو نفر تعیین شده است.

12- محدودیت هایی را که خودتان برای خودتان تعیین کردید، کنار بگذارید

خودتان را متقاعد کنید که اینکه بعضی چیزها وجود دارند که شما نمی توانید یا نمی دانید که چطور باید انها را انجام دهید، تنها توهمی را خلق می کند که در آن، دیوارها به هم نزدیکتر و نزدیکتر می شوند و شما را محاصره می کنند، این توهم قطعا حقیقت ندارد. شما تا زمانی که کاری را امتحان نکرده اید، هرگز نمی توانید درباره توانایی تان در انجام آن اظهار نظری بکنید. من اطمینان دارم که حداقل چند کار وجود دارد که در تمام عمرتان می خواستید آنها را انجام بدهید، اما همیشه از انجام آن ترسیدید، پس همین حالا بهترین زمان برای شکستن این محدودیت های غلطی است که خود شما آنها را معین کرده اید و در نهایت یک کار هیجان انگیز بکنید، که با انجام آن احساس زنده بودن بکنید!

13- از ناامیدی دوری کنید

افراد شاد و مصمم، واقعا برای اینکه احساس سقوط و سنگینی بکنند، زمان کافی ندارند. می دانید؟! اینکه مدام ناامید باشید، یک کار بی هدف است و هیچ چیزی را عاید شما نمی کند. این کار فقط و فقط باعث می شود که درباره خودتان احساس بدی داشته باشید و زمان را هدر بدهید، زمانی که می شد آن را صرف کاری بکنید که به شما احساس رضایت بدهد. به هر حال، دفعه بعدی که اتفاق ناامید کننده ای افتاد، کمی زمان صرف کنید تا بفهمید که کجای کار اشتباه بوده است، موقعیت خود را بفهمید، به این ترتیب در آینده بهتر می دانید که کجای کار باید توقف کنید. حتی این شکل از تغییر جهت تاسف بار اتفاقات، می تواند به چیزهای خوبی بیانجامد- تفکر سازماندهی شده می تواند به موفقیت ختم شود، چراکه داشتن توانایی ارزیابی بهتر شرایط، مستقیما باعث می شود که تعداد موقعیت هایی که شما را ناامید می کنند، کاهش پیدا کنند، درست است؟!

14- از اینکه مدام احساس سوء تفاهم بکنید، اجتناب کنید

بسیاری از مردم وقتی که نوبت به کشف جایگاهشان در دنیا می رسد، دچار مشکل می شوند. همه ما این شانس را نداریم که با مهارت های انسانی فوق العاده متولد بشویم، اما در پیدا کردن گروه هایی از افراد که ما را بی معطلی در جمعشان خواهند پذیرفت، هیچ مشکلی نداریم. شما باید بدانید که این چیز بدی نیست. این حقیقت که یافتن جایگاهتان در این دنیا، زمان بیشتری لازم دارد، فقط به این معناست که شما مثل اکثر افراد اطرافتان نیستید- و شما تک و بی مانند هستید. علاوه بر این مطلب، مسائلی که زمان و تلاش بیشتری احتیاج دارند، نسبت به چیزهایی که بی زحمت به ما اعطا می شوند، همیشه باعث قدردانی بیشتری خواهند شد و قدر آنها را بهتر می دانیم. هرگاه برای اولین بار متوجه شدید که آن نقطه کوچک، جایگاه پر آرامشی است که تنها برای شما تعریف شده، و بالاخره این را می فهمید، اطمینان دارم که متوجه می شوید که این آگاهی، ارزش تمام سختی ها و مشکلاتی را که در این راه از سر گذرانده اید، داشته است.

15- از اینکه سعی کنید کسی باشید که واقعا نیستید، بپرهیزید

گاهی اوقات ممکن است احساس بیچارگی کنید، چون توسط افرادی احاطه شده اید که فکر می کنند شما کسی هستید، که در واقع نیستید. این مشکل شاید به این خاطر به وجود آمده که شما در گذشته تصمیم گرفتید که مثلا اگر در اجتماع به این شکل رفتار کنید، پذیرفتنی تر به نظر می رسید تا اینکه دل به دریای مشکلات بزنید و به همه نشان بدهید که واقعا چه کسی هستید. خب، شما با توجه به این مسائل، نمی توانید انتظار داشته باشید که برای همیشه داخل کمد پنهان بمانید، می توانید؟ این کار بسیار سخت است و شما کم کم آسیب پذیر می شوید، اما اگر می خواهید که مردم خود واقعی شما را دوست داشته باشند، شما باید به آنها اجازه بدهید که تا برای شناختن شما، به شما نزدیک شوند. مثل یک کودک قدم بردارید و مطمئنا همه چیز خوب پیش خواهد رفت!

16- از اینکه مدام سعی کنید که ساده ترین راه را پیدا کنید، اجتناب کنید

آیا احساس فوق العاده رضایت مندی پس از ساعت ها کار سخت، و در نتیجه دریافت دستمزد به خاطر آن را تجربه کرده اید؟ نه؟ خب، اگر شما حقیقتا خود را وقف کار نکنید و تلاش خاصی را صرف آن نکنید، هیچ گاه این احساس را تجربه نخواهید کرد. شما از یک پسرعمو که نمی دانید وجود دارد، هرگز صاحب ارث و میراثی نخواهید شد، و اگر تمام زندگی خود را برای بلیت بخت آزمایی که هرگز برنده نمی شود، فدا کنید، چه؟ پس زمان آن رسیده که با این حقیقت روبه رو شوید که باید آستین ها را بالا بزنید و لایق بهترین ها باشید. در هر مورد، گشتن به دنبال آسان ترین راه، باعث می شود که قدر خودتان و مهارت هایتان را ندانید، اما کار سخت این امتیاز را به شما می دهد.

17- از شر لباس های کهنه خلاص شوید

احساسات و عواطف ما، به شکلی، به اشیاء مختلف پیوند دارند، بیشتر از همه به لباس ها- مانند یک تی شرت قدیمی که یک عاشق قدیمی را به یادمان می آورد که البته با روش چندان خوشایندی از او جدا نشده ایم، یا یک سویی شرت که کریسمس سال های دور را یادآوری می کند، زمانی که پدر و مادر شما از هم جدا شدند، یا یک کیف از مد رفته که هدیه ای از جانب یکی از دوستان شما بوده، که حالا مدت هاست که با او در تماس نیستید. تمام ارزش به یادآوری خاطرات در ذهن شما می ماند، و اگر همینطور به جمع آوری و نگهداری لباس و وسایل ادامه بدهید، کمد شما به یک موزه از گذشته هایتان تبدیل می شود، که این کار بسیار بدتر از این است که شما اسکلت و استخوان های واقعی را نگه دارید. اصلا لازم نیست که یک فرصت را به خاطر چند تا وسیله مارک دار هدر بدهید. به عنوان مثال، به جای اینکه به دنبال یک کیف پول قرص و محکم بسیار گران قیمت بروید، که بیشتر از اندازه یک تلفن همراه جا ندارد، شاید باید دنبال یک کیف دوشی (با بند بلند) با کیفیت بگردید که واقعا به دردتان بخورد. در انتخاب لباس هایی که می پوشید باید حتما به کیفیت توجه کنید و نه به کمیت- و این تنها راهی است که در آن لباس ها احساس خوبی پیدا می کنید.

18- از خوردن غذاهای به درد نخور بپرهیزید

این جور خوردنی ها، غذای واقعی نیستند. و شما خودتان هم این را می دانید. شکل ظاهری شما، در زمانی که ارگانیسم بدنتان آرام می شود (که مطمئنا برای همه اتفاق می افتد)، شروع خواهد کرد به بازتاب دادن غذاهایی که مصرف می کنید. لذت بردن از غذاهای خوشمزه که حقیقتا حاوی مواد انرژی زا هستند و باعث اضافه وزن شما نمی شوند، یک امتیاز است و تنها راه رسیدن به این امتیاز این است که یاد بگیرید چگونه غذا بپزید! باید چیزهایی بدهید تا بتئانید چیزهایی بگیرید، مگر نه؟ واقعیت این است که قطعا هر کسی می تواند آشپزی کند، و تمام آن چیزی که شما را از آماده کردن غذاهای فوق العاده و سالم باز می دارد این است که این کار کمی تمرین لازم دارد. راه حل واضح این کار این است که در یک کلاس آشپزی ثبت نام کنید، اما مجموعه های زیادی از بسته های آموزشی و دستور پخت غذاها وجود دارد که تمام جزئیات در آنها آورده شده و به صورت آنلاین در دسترس است، و حتی نیازی نیست که برای یادگیری از منزل خود خارج شوید. تماشا کردن کسی که در کار مورد نظر ما بسیار فوق العاده عمل می کند، مثل جیمی الیور، می تواند بسیار الهام بخش باشد، که این کار هم می تواند نقطه شروع مناسبی باشد.

19- احساس نارضایتی درباره بدنتان را کنار بگذارید

تصور کنید که اگر که همه مردم شبیه هم می بودند و یا همه از روی الگویی مشابه و مشترک ساخته می شدند، چه دنیای عروسکی و مصنوعیی می داشتیم؟ شکلی که شما دارید و آن طوری که به نظر می رسید، منحصر به فرد و ویژه خود شماست و همین است که آن را زیبا می کند، و شما نباید حتی یک لحظه را صرف نگرانی برای فکر بقیه مردم جهان درباره خودتان، بکنید. اینکه از بدنتان خوب مراقبت کنید، ورزش کنید و تغذیه مناسب داشته باشید، بسیار مهم است- بیشتر از این دیگر غیر طبیعی است. بخش بزرگی از شادی بر اساس پذیرش خودتان است، آن هم دقیقا به همین شکلی که هستید.

20- نگرانی برای پول را رها کنید

شاید پول، منبع اصلی نگرانی های شما باشد. مردم درباره داشتن پول کافی، بسیار نگران هستند، چراکه در آن صورت می توانند خیلی چیزها را داشته باشند، اما در حال که خود را درگیر این مسائل کرده اید، عمر و زندگی شماست که در حال گذر است. از همین حالا شروع کنید، شما باید به پول جوری نگاه کنید که انگار تکلیفی است که باید آن را در دفتر کارتان انجام بدهید- پس هر کاری که لازم است را انجام بدهید و آن را پشت سر بگذارید. مدیریت کردن پول، چیزی است که آن را یاد می گیرید، و عملا یک جور مهارت است که کم کم در آن پیشرفت می کنید. پس اگر تجربه قبلی ندارید، به جز همین موردی که به شما تحمیل شده، باید در این زمینه مطالعه بیشتری داشته باشید. زمانی که بیاموزیدکه چگونه پول را مدیریت کنید، زندگی شما به شکل قابل ملاحظه ای آسان تر و شادتر خواهد شد.
من حقیقتا امیدوارم که از خواندن این مطلب، الهام گرفته باشید! کنار گذاشتن این موارد، مطمئنا زندگی شما را پر از شادی خواهد کرد، بنابراین شما باید به اهمیت این موارد توجه کنید.

 

اختصاصی زیبایی ایرانی – سبک زندگیروانشناسی